ادبیات سنتی تایلند ریشههای عمیقی در ادبیات بودایی و هندو هند دارد. شناختهشدهترین داستان دوره پیشمدرن که در سخنرانیهای راهبان و نقاشیهای معابد به تصویر کشیده شده، داستان شاهزاده وتسندورن (وزانتا) است. این داستان آخرین و مهمترین حکایت از داستانهای جاتاکا (داستانهایی درباره افرادی یا حیواناتی که بودا در زندگی قبلی خود بودند) به شمار میرود. وتسندورن شاهزادهای بود که مجبور شد همسر و فرزندانش را ببخشد تا آخرین شرط لازم برای تولد دوباره به عنوان بودا را تحقق بخشد. خدایان پس از اثبات عدم دلبستگی او، خانوادهاش را به او بازگرداندند. داستان دیگر مهم، داستان خدای هندو راماست که در رامکیان، اقتباس تایلندی از حماسه هندو رامایانا، روایت میشود. از قرن پانزدهم به بعد، حاکمان خود را با راماست یکی میدانستند و کاخ بزرگ بانکوک نقاشیهای دیواری فوقالعادهای دارد که داستان او را به تصویر میکشد.
در کنار ادبیات مرتبط با بودیسم و هند، سنتهای ادبی بومی نیز همیشه در تایلند وجود داشته است. پادشاهان حامی شاعران دربار بودند و روستاها دارای سنتهای غنی افسانهها و داستانهایی بودند که توسط اجراکنندگان شبیه به دورهگردها یا گروههای اپرای محلی بازگو میشدند. یکی از داستانهای مشهور که نسخههای عامهپسند و درباری دارد، داستان خون چانگ و خون فائن است که درباره دو مرد در رقابت برای جلب محبت یک زن است.
پس از مهاجرت گسترده چینیها به تایلند از اواسط قرن نوزدهم، بسیاری از آنان با فرهنگ تایلندی سازگار شدند و آثار معروف ادبیات سنتی چینی به زبان تایلندی ترجمه شد. یکی از اولین این آثار، رمان چینی «رومانس سه پادشاهی» بود که بعدها در نمایشنامهها، اشعار و داستانهای تایلندی اقتباس شد.
شعر مدرن تایلندی ریشه در آثار سانتون فو (۱۷۸۷–۱۸۵۵) دارد که حماسه ۳۰ هزار بیتی «فرا آفیمانی» به نام شخصیت اصلی آن، شناختهشدهترین اثر ادبیات کشور است. تأثیرات این حماسه در آثار شاعران معاصر مانند نائورات فونگفایبون، انگکارن کالایاناپونگ و چیرانان پیتپریچا دیده میشود که اشعار سنتی را با سبکها و موضوعات غربی ترکیب کردهاند.
رمان که بر پایه مدلهای غربی شکل گرفته، در قرن بیستم در تایلند توسعه یافت. اولین رمانها در دهه ۱۹۳۰ توسط نویسندگانی چون دوکمای سوت (نام مستعار بوپا کونچون) و سیبورافا (کولاپ سایپرادیت) نوشته شدند که هنوز در قرن بیست و یکم محبوباند. مخاطبان اولیه رمان از طبقه متوسط بسیار کوچک آن زمان بودند. با گسترش اقتصاد پس از جنگ جهانی دوم، تعداد خوانندگان نیز افزایش یافت. رمان «سی فان دین» (چهار پادشاهی) که برای اولین بار به صورت سریالی در روزنامه سیام رات در سال ۱۹۵۳ منتشر شد، احتمالاً پرفروشترین رمان تایلندی است. نویسنده آن کوکریت پراموج (۱۹۱۱–۱۹۹۵) بود که از خاندان سلطنتی بود و بعدها به عنوان سیاستمدار و نخستوزیر و ناشر و سردبیر روزنامه سیام رات شناخته شد. «چهار پادشاهی» زندگی یک خانواده تحت حکومت چهار پادشاه متوالی را از پایان سلطنت شاه جالالونگکورن در ۱۹۱۰ تا پس از مرگ شاه آناندا در ۱۹۴۶ روایت میکند. داستان از دیدگاه زنی به نام مائه پلوی گفته میشود که در کودکی به دربار سلطنتی وابسته بود و تاریخچه خانوادهاش به شدت با تاریخ دربار مرتبط است. این رمان در شکلگیری تصویر مثبت از سلطنت تأثیرگذار بوده است.
بسیاری از آثار معاصر بر مسائل عشق و خانواده تمرکز دارند که موضوعاتی محبوب در میان طبقه متوسط هستند، اما نویسندگان تایلندی آثاری درباره نابرابریهای اجتماعی، بهرهکشی جنسی و فساد سیاسی نیز تولید کردهاند. نوشتههای لائو کامهوم (کامسینگ سریناواک) عمدتاً به مردم روستا میپردازد و بار سیاسی مخالفت را با خود دارد. در دهههای ۶۰ و ۷۰ موجی از آثار تحت عنوان «ادبیات برای زندگی» ظهور کرد که نوعی واقعگرایی سوسیالیستی بود؛ اگرچه در سرنگونی دولت ۱۹۷۳ نقش داشت، اما محبوبیت زیادی نداشت.
از دهه ۸۰ نویسندگان نثر دیگری مانند سنی ساوآفونگ و چارت کوربجیتی نیز بر مسائل اجتماعی تمرکز کرده و مخاطبان زیادی در کشور خود دارند و جوایز ادبی بینالمللی کسب کردهاند. آثار چارت با ادبیات برای زندگی تفاوت دارد زیرا خواننده را وادار به نتیجهگیری شخصی از جزئیات میکند و به طور مستقیم بخش خاصی از جامعه را مقصر نمیداند. بسیاری از نویسندگان آثار خود را برای فیلم اقتباس کردهاند.