ساریت از سال ۱۹۵۸ تا زمان مرگش در سال ۱۹۶۳ در قدرت باقی ماند. در این سالها، او تمرکز خود را بر اجرای سیاستهای اقتصادی جدیدی گذاشت که هم سرمایهگذاری خصوصی داخلی و هم خارجی را تشویق میکرد. تعهد ساریت به توسعه اقتصادی، همراه با افزایش چشمگیر کمکهای اقتصادی و نظامی خارجی به تایلند، به ویژه از سوی ایالات متحده، باعث رشد قوی تولید ناخالص ملی تایلند شد. نه تنها مبالغ هنگفتی به ارتش تزریق شد، بلکه سرمایهگذاریهای عمدهای در بخش زیرساختها صورت گرفت و بزرگراهها، پروژههای آبیاری، برنامههای برقرسانی و مدارس جدید بسیاری ساخته شد. ساریت برای کسب مشروعیت سلطنت، از بومیبول آدولیادج، که پس از برادرش در سال ۱۹۴۶ به تخت سلطنت نشست، خواست تا آگاهی عمومی نسبت به سلطنت را افزایش دهد. شاه و ملکه در طول دوره حکومت ساریت سفرهای متعددی به نقاط مختلف کشور داشتند و فعالیتهای خدمات عمومی متعددی را حمایت کردند، به گونهای که تا سال ۱۹۶۰ به شدت در سراسر کشور شناخته شده و محبوب شدند. سلطنت که از سال ۱۹۳۲ تا آن زمان کمرنگ شده بود، بار دیگر به نهادی مهم در تایلند تبدیل شد.
ساریت به عنوان یک حاکم قوی و قاطع مورد تحسین بسیاری بود، اما پس از مرگ او محبوبیتش به دلیل آشکار شدن فساد شخصیاش به طور قابل توجهی کاهش یافت. این هاله فساد، جانشینان او، تانوم کیتیکاچورن و پرافاس چاروساتیان را که در دهه پس از مرگ ساریت به صورت مشترک در قدرت بودند، نیز تحت تأثیر قرار داد. با این حال، دوران حکومت آنها نیز با رشد مداوم اقتصاد تایلند همراه بود. در دهه ۱۹۶۰، تایلند به طور فزایندهای درگیر جنگ ویتنام به همراه ایالات متحده شد. تا سال ۱۹۶۹، بیش از ۱۱,۰۰۰ سرباز تایلندی در ویتنام حضور داشتند و در طول جنگ، تایلند به عنوان پایگاهی برای نیروی هوایی آمریکا عمل میکرد. مبالغ هنگفتی از پول آمریکایی در این سالها به تایلند وارد شد که باعث توسعه اقتصادی شد، اما همزمان به رشد فساد و افزایش شکاف در سطح زندگی بین ثروتمندان و فقرا نیز کمک کرد. نارضایتی عمومی به ویژه در مناطق فقیرنشین شمال شرق و میان گروههای جداشده مانند مالاییهای مسلمان در جنوب و قوم هُمونگ در شمال دور دست، افزایش یافت و به تدریج به شورش آشکار تبدیل شد.