ایجاد یک ارتش حرفهای با آموزش فنی، یکی از دستاوردهای مهم اصلاحات نوسازی در اواخر قرن نوزدهم بود. تا دههٔ ۱۹۲۰، ارتش که به قدرتمندترین نهاد حکومتی تبدیل شده بود، شامل بسیاری از افسرانی بود که بر اساس شایستگی و آموزش خود به مقام رسیده بودند، نه بهخاطر روابط خانوادگی با پادشاه یا اشرافیت. این افسران نقش مهمی در سرنگونی سلطنت مطلقه در سال ۱۹۳۲ و تأسیس پادشاهی مشروطه ایفا کردند. ارتش تایلند شامل شاخههای ارتش زمینی، نیروی دریایی و نیروی هوایی است، هرچند که ارتش زمینی همواره شاخهٔ غالب بوده است.
تمامی مردان تایلندی از سن ۱۸ سالگی موظف به ثبتنام برای سربازی هستند. تنها تعداد کمی از آنها برای دو سال خدمت نظامی اجباری، که از ۲۱ سالگی شروع میشود، انتخاب میشوند. بیشتر افراد اعزامی به ارتش از مناطق روستایی هستند.
از ابتدای قرن بیست و یکم، ارتش سلطنتی تایلند، بزرگترین واحد نظامی کشور، با شورشهای خشونتآمیز در استانهای جنوبی که بیشتر مردم آن مسلمانان مالاییزبان هستند، مبارزه میکند. همچنین ارتش به مقابله با نفوذ شورشیان از مرزهای غربی و شمالی با میانمار و نیروهای نظامی میانمار که گاهی شورشیان را تعقیب میکنند، ادامه داده است.
ارتش نقش غالبی در سیاست تایلند داشته است، بهویژه از زمان پایان حکومت مطلقه در سال ۱۹۳۲؛ این نهاد بارها از طریق کودتا به قدرت رسیده است. اعتراضات گسترده مردمی علیه کودتا در سال ۱۹۹۱، استعفای دولتی به رهبری یک ژنرال پس از مداخلهٔ سلطنتی در سال ۱۹۹۲ و اقدامات بعدی برای تضمین حکومت دموکراتیک که در قانون اساسی ۱۹۹۷ به اوج رسید، در ابتدا به نظر میرسید که تسلط ارتش بر نظام سیاسی تایلند را پایان دادهاند؛ اما کودتای نظامی سپتامبر ۲۰۰۶ نشان داد که این الگو همچنان پابرجاست.