پس از پایان جنگ جهانی دوم، هدف اصلی تایلند بازسازی اعتبار بینالمللی خود بود، به ویژه به دلیل اتحاد فیبونسونکرام با ژاپن در دوران جنگ. تایلند در این هدف عموماً حمایت میشد، زیرا اکثر اعضای جامعه بینالمللی—به جز بریتانیا که موضع تنبیهی نسبت به کشور داشت—هیچگاه اعلام جنگ تایلند را قبول نکرده بودند و معتقد بودند این اعلام تحت فشار امضا شده است. با بازگرداندن سرزمینهای تصرف شده از فرانسه در سالهای ۱۹۴۰–۴۱، تایلند به عضویت سازمان ملل متحد درآمد (۱۹۴۶) و جایگاهش در جامعه بینالمللی بازیابی شد.
با این حال سالهای نخست پساجنگ برای تایلند آسان نبود. فیبونسونکرام به سختی از محاکمه به عنوان جنایتکار جنگی فرار کرد و به طور موقت از زندگی عمومی کنارهگیری نمود. در ژوئن ۱۹۴۶، آ نندا ماهیدول، که تازه به تخت سلطنت نشسته بود، با شلیک گلوله کشته شد؛ رویدادی که کشور را شوکه کرد. دولت به رهبری پردی فانومیونگ، رئیس سابق جنبش تایلند آزاد، نتوانست تحقیقات قانعکنندهای درباره مرگ شاه انجام دهد، چرا که نیروهای قدرتمندی در پلیس و ارتش که به رژیم فیبونسونکرام وابسته بودند، مانع این روند شدند. پردی استعفا داد و جانشینش نتوانست نارضایتی ناشی از شایعات پیرامون مرگ شاه را آرام کند. در نوامبر ۱۹۴۷ ارتش کودتا کرد و پردی مجبور به فرار به تبعید شد. پس از بازگشت فیبونسونکرام به نخستوزیری در سال ۱۹۴۸، پردی به قتل شاه متهم و غیابی محکوم شد. علت مرگ آ نندا هرگز به طور قطعی مشخص نشد، اما مدارکی بعدها نشان داد اگر شاه آ نندا به قتل رسیده باشد، احتمالاً متحدان فیبونسونکرام مسئول آن بودهاند نه پردی. با این حال پردی هرگز فرصت بازگشت به تایلند را نیافت و در سال ۱۹۸۳ در تبعید در فرانسه درگذشت. تنها در اواخر دهه ۱۹۹۰ بود که نقش عمیق او در شکلدادن به تایلند معاصر به رسمیت شناخته شد.
با آغاز جنگ سرد، غرب تایلند را به عنوان سنگری در برابر گسترش کمونیسم در جنوب شرق آسیا میدید. تایلند در جنگ کره نیرو به سازمان ملل اعزام کرد و در سال ۱۹۵۴ عضو پایهگذار سازمان پیمان آسیای جنوب شرقی (SEATO)، سازمان دفاع ضدکمونیستی منطقهای، شد که آمریکا از آن حمایت میکرد. تأسیس رژیم کمونیستی در چین در ۱۹۴۹ باعث شد فیبونسونکرام از گسترش کمونیسم در تایلند بترسد و اقدامات سرکوبگرانهای علیه جامعه چینیها و همچنین رهبران گروههای دیگری که احتمال میداد بخواهند از تایلند جدا شوند، مانند لائوها در شمال شرق و مالاییها در جنوب، انجام دهد.
بین سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۷ آمریکا کمکهای اقتصادی و نظامی گستردهای به تایلند ارائه داد تا زیرساختهای کشور را تقویت کرده و ارتش و نیروهای پلیس آن را بهبود بخشد. این حمایت مالی گسترده پایهگذار رونق اقتصادی در تایلند شد که تا اواخر دهه ۱۹۹۰ تقریباً ادامه داشت. دسترسی به این بودجهها همچنین ارتش را از فرآیند سیاسی تا حد زیادی مستقل کرد؛ ائتلافی مصلحتی بین حاکمان نظامی—به رهبری فیبونسونکرام و رئیس ارتش نوظهور، ساریت تانارات—و پلیس شکل گرفت که پلیس مخالفان سیاسی دولت را سرکوب میکرد و در عوض سهمی از منافع سیاسی دریافت میکرد.
ساریت مامور شد توسط فیبونسونکرام ارتش تایلند را نوسازی و تقویت کند و تا سال ۱۹۵۴ به درجه فیلدمارشال رسید. او در فعالیتهای تجاری نیز شرکت فعال داشت و در هیئتمدیره شرکتهای متعددی حضور داشت، همانند بسیاری از افسران ارشد ارتش در آن دوره. در دولت فیبونسونکرام، اکثر کارخانههای کوچک کشور دولتی بودند و واردات و صادرات به شدت کنترل میشد. ساریت و بسیاری از اعضای طبقه متوسط، به ویژه تاجران چینیتبار، از نتایج ضعیف سیاست ملیگرایی اقتصادی فیبونسونکرام ناامید شدند. اعتماد عمومی به رژیم فیبونسونکرام در سه سال بعد کاهش یافت و در سپتامبر ۱۹۵۷ ساریت کودتا کرد و حکومت را در دست گرفت.