با پیشرویهای بریتانیا به سوی میانمار و مالایا و باز شدن چندین بندر چین پس از اولین جنگ تریاک با چین (۱۸۳۹–۱۸۴۲)، درخواستها برای تجارت آزاد و نمایندگی دیپلماتیک در سیام افزایش یافت. در سال ۱۸۵۵ ملکه ویکتوریا سر جان باورینگ را به عنوان نماینده شخصی خود به سیام فرستاد تا خواستار پایان دادن به همه محدودیتهای تجاری شود. او همچنین مأمور بود حق تأسیس کنسولگری بریتانیا در بانکوک و همچنین حق ایجاد دادگاههای جداگانه برای رسیدگی به پروندههای اتباع بریتانیا (که جنبهای از مصونیت قضایی بود) را به دست آورد. معاهده باورینگ (۱۸۵۵) که سیام به این خواستهها تن داد، به دنبال آن قراردادهای مشابهی با سایر قدرتهای بزرگ اروپایی و ایالات متحده نیز بسته شد. اگرچه این قراردادها سیام را از نظر سیاسی دستنخورده باقی گذاشتند، اما به شدت استقلال و حاکمیت کشور را کاهش دادند.
گشایش سیام به تجارت جهانی و توسعه اقتصاد نقدی تغییرات عمدهای در کشور به وجود آورد. قرارداد باورینگ دولت سیام را از درآمدهای عظیمی که از عوارض گمرکی کسب میکرد محروم کرد، که یکی از منابع سنتی درآمد بود، و دولت را مجبور به افزایش مالیاتها کرد. مناطق وسیعی از دشت چائو فرایا به کشت برنج و دیگر محصولات نقدی برای بازار جهانی اختصاص یافت و نیاز به حمل کالا از مناطق داخلی به بندر بانکوک باعث توسعه شبکههای کانال و بازار شد.
سالهای پس از قرارداد باورینگ شاهد افزایش نفوذ خارجی در سیام بود. شاه مونگکوت (راما چهارم؛ ۱۸۵۱–۱۸۶۸) چندین مشاور و دستیار غربی را به دربار خود منصوب کرد، از جمله آن هریئت لئونونز انگلیسی که آموزگار فرزندانش بود. او بعدها تصویری رومانتیک و نادرست از دربار مونگکوت منتشر کرد که مبنای نمایش موزیکال «شاه و من» (۱۹۵۱) شد، اثری که با وجود نادرستی، در میان مخاطبان غربی بسیار محبوب بود. اتباع خارجی شروع به اقامت طولانیمدت در بانکوک کردند. مبلغین مذهبی اگرچه در مسیحی کردن سیامیها چندان موفق نبودند، اما اولین مراکز پزشکی غربی، مدارس غیرمذهبی و چاپخانهها را در کشور تأسیس کردند. مونگکوت به ایدههای نوین غربی که به کشور وارد میشد علاقهمند بود. او لاتین، ریاضیات و نجوم را نزد مبلغ فرانسوی کاتولیک ژان-باپتیست پالگوا یاد گرفت و انگلیسی را با مبلغان پروتستان آمریکایی آموخت که یکی از آنها، دن بیچ برادلی، بعدها نخستین روزنامه کشور را تأسیس کرد.
مونگکوت زمانی که به تخت نشست، ۴۶ سال داشت. او ۲۶ سال به عنوان راهب بودایی زندگی کرده بود و در این مدت به یک دانشمند پالی (زبان متون ترواده) و استاد تعلیمات بودایی تبدیل شده بود. مونگکوت همچنین نگران رشد خرافات در اطراف آموزههای اصلی ترواده بود و فرقه جدیدی تأسیس کرد که متعهد به تصفیه آیین بودایی بود. این فرقه جدید به نام طریقه تامایوت بعدها تسلط خود را بر صانگهای تایلند حفظ کرد. اگرچه مونگکوت یک پادشاه مطلق بود، اما شروع به شکستن سنت دیرینه پرستش پادشاه به عنوان خدا کرد. او در سراسر قلمرو خود سفر میکرد و درباره شرایط مردمش تحقیق میکرد. همچنین اولین پادشاه سیامی بود که اجازه داد مردم به صورتش نگاه کنند. آمادگی مونگکوت برای سازگاری الگوهای سنتی سیام با ایدههای مدرنتر زمینهساز تغییرات اجتماعی و سیاسی عمیقتری شد که در دوران جانشینش رخ داد.