نمایشهای دراماتیک در تایلند سابقهای عمیق دارند و ژانرهای سنتی همچنان اجرا میشوند، حتی با ورود فرمهای مدرنتر و جهانیتر به صحنه. رقصنمایشی کلاسیک «خون» با ماسک، تنها از داستان رامکیان الهام میگیرد. ژانر دیگری از رقصنمایشی کلاسیک به نام «لاخون» نیز علاوه بر رامکیان، از داستانهای جataka بودایی، حماسه اینائو و دیگر داستانهای تایلندی استفاده میکند. اجراهای اپرای منطقهای سنتی مانند «لیکای» در مرکز تایلند و نمایش عروسکی سایه «نانگ» در جنوب تایلند هنوز مخاطبان زیادی دارد، اگرچه تلویزیون و فیلم برخی از مخاطبان آنها را جذب کردهاند. شکلهای نمایشی مبتنی بر مدلهای غربی که در دهه ۱۹۳۰ پدید آمدند نیز اجرا میشوند، اما بیشتر توسط فیلمهای سینمایی تحتالشعاع قرار گرفتهاند.
اگرچه صنعت فیلم تایلند باید با فیلمهای وارداتی از غرب و به تازگی از ژاپن، کره جنوبی و چین رقابت کند، همواره فیلمهایی تولید کرده که در میان مردم تایلند محبوب بودهاند. داستان خون چانگ و خون فائن در نمایشها و فیلمها اجرا شده است و با صحنههای نبرد، برخورد با موجودات فراطبیعی و طنز جنسی، میتوان آن را پیشدرآمد بسیاری از سریالهای تلویزیونی محبوب امروز دانست. رمان «چهار پادشاهی» نیز چندین بار به صورت سریالی تلویزیونی درآمده است. در اواخر قرن بیستم تلویزیون برای بیشتر روستاییان در دسترس قرار گرفت و از آن زمان مخاطبان به شدت افزایش یافتند.
موضوع اکثر فیلمها و سریالهای تلویزیونی تایلندی حول مثلثهای عشقی یا ارواح است، یا فیلمهای اکشن الهام گرفته از مدلهای غربی هستند. یکی از کارگردانان برجسته تایلند، «موم چائو» (شاهزاده) چاتریچالروم یوکول است که با نام مستعار «تان موی» شناخته میشود. در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی او فیلمهای اکشن محبوبی ساخت که به موضوعاتی مانند فساد، تخریب محیط زیست و نابرابری اجتماعی میپرداخت، مشابه نویسندگان داستانی آن دوره. تان موی بیشتر برای فیلمهای حماسی خود شناخته میشود؛ از جمله «سوریوتای» (۲۰۰۱) داستان یک ملکه جنگجوی قرن شانزدهم و «نارسوان» (۲۰۰۶) که زندگی پادشاه نارسوان در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم آیوتایا را روایت میکند.
از آغاز قرن بیست و یکم، فیلمهای تایلندی توجه بینالمللی بیشتری جلب کردهاند. ویسیت ساساناتیانگ کارگردان فیلم بسیار تحسینشده «فا تالی جون» (۲۰۰۰؛ اشکهای ببر سیاه) است که داستان یک قانونشکن را به شکلی طنزآمیز روایت میکند و به فیلمهای اکشن تایلندی و غربی میپردازد. دو فیلم ساخته آپیچاتپونگ ویراسثاکول، «سود پرالاد» (۲۰۰۴؛ بیماری گرمسیری) و «سود سانائهها» (۲۰۰۲؛ خوشبختانه برای تو)، از نخستین آثار تایلندی بودند که در جشنواره کن فرانسه شناخته شدند. «سود پرالاد» زندگی یک سرباز جوان را دنبال میکند که در حین خدمت در مناطق روستایی وارد یک رابطه عاشقانه همجنسگرایانه میشود و سپس به جنگل میرود، جایی که توسط روح یک شامان تسخیر میشود. «سود سانائهها» روی عشق بین رونگ، دختری تایلندی که در کارخانه کار میکند، و مین، یک مهاجر غیرقانونی برمهای، تمرکز دارد.
دیگر فیلمهای تایلندی که در سطح جهانی مخاطبان زیادی پیدا کردهاند، شامل «ساتری لک» (۲۰۰۱؛ بانوان آهنین) به کارگردانی یونگیوث تانگکونگتون است که درباره یک تیم والیبال ترنسوجندر است، و «زیبای بوکسور» (۲۰۰۳) به کارگردانی ایکاچای اوکرونگتام، مستندی نیمهداستانی درباره تصمیم یک کیکبوکسر معروف برای عمل تغییر جنسیت است.